زبانحال امام حسين (ع)با حضرت علي اكبر(ع) مجلسي وزنجيرزني
پشتم ز غم شکسته تازه غمم دوباره
زخم تن جوانم افزون تر از ستاره
باحالت جدایی اکبر کنم نظاره
زخم تن جوانم افزون تر از ستاره
پشتم ز غم شکسته تازه غمم دوباره
زخم تن جوانم افزون تر از ستاره
باحالت جدایی اکبر کنم نظاره
زخم تن جوانم افزون تر از ستاره
اين نخل در يكي از محله ها ي صحرا بدر مغربي درامتداد محله معروف باقليان دزفول ، ازقديم الايام ، در زيريك طاق بلند و برفراشته ، نگهداري مي شود.
بوی حرم آمد و بیرق غم میکشیم
چشمِ ترِ خویش بر شانهی هم میکشیم
گرچه چهل سال است ظلم و ستم میکشیم
راه حسین است و ما باز علَم میکشیم
ماکه قسم خوردهایم پایِ قسم میکشیم
سلام میدهم از بام خانه سمت حرم
چه میشود که بیایم منم قدم به قدم؟
یک اربـعین طلبیدن برای تو سهل است
حرم نرفته بمیرم برای من سخت است
اربعـین حسینی تسلیت باد.
پدر جان نديدي بعد تو زخم ها خوردم
پدرجان سيلي از مردم بد كار خوردم
حتي كتك از درو ديوار و ميخ خوردم
پدر جان ببين دست وسينه پراز خونم
فداي جان مرتضي شد
باور نخواهیم کرد
حال کنارما نیستی
ز تو بت شکن زنده تر کیست ! ای روح الله ؟
بوی خوش تواینجاست هنوز
حق چو دید آن نور مطلق در حضور
آفرید از نور او صد بحر نور
آفرینش را جز او مقصود نیست
پاک دامن تر زاو موجود نیست
میلاد نبی اکرم (ص) و امام صادق(ع)گرامی باد
دوباره آمده فصل ِ،بهار ِ ناب ِ خوش عهدی
ربیعُ الاوّل و عالَم،همه به ذکر یا مهدی
شور و شعف از عطای حضرت حق بر همه دلها مبارک
شکفتن ِلاله های فخر و عزّت در دل ِ صحرا مبارک
امامت ِ مهدی ِ آل پیمبر یوسف زهرا مبارک
دارم ای آقا به سر هوای تو،حضرت مهدی جانم فدای تو
حضرت مهدی جانم فدای تو...
شبیه ِ پاکی ِ زمزم،زُلال ِ نم نم ِ بارون
به عشق یوسف ِ زهرا،سامراییه دلامون
کاش که میشد،سامرا باشیم و این جشن امامت رو بگیریم
ای خدا ما،همگی بر بند عشق یوسف زهرا اسیریم
قسم به عشق،ما بی عشق و بی ولای ِ آل پیغمبر میمیریم
در دل عالم شور ِتن ولای تو حضرت مهدی جانم فدای تو
حضرت مهدی جانم فدای تو...
میریم به آسمون عشق،به سوی قُرب ِ الی الله
یکی با بال ِ تولا،یکی با بال ِ تبری
لعنت ِ ما به تمام ِ دشمنای مکتب اسلام و قرآن
از اوّلی،تا هم اکنون همنوا با رهبر و پیر جماران
آمریکا و صهیونیست و انگلیس و داعش و یاران ِ آنان
لاله ی سُرخم به کربلای تو،حضرت مهدی جانم فدای تو
حضرت مهدی جانم فدای تو...
شهادت مظلومانه يازدهمين پيشواي شيعيان جهان ؛
حضرت امام حسن عسكری عليه السلام را به پيشگاه فرزند غائبشان ؛
امام عصر؛حضرت مهدي صاحب الزمان عجل الله تعالي
ظهوره و شيعيان آن امام همام تسلیت عرض مي كنيم.
امام عسکری (ع)-مدح و مصیبت
غربت شهر سامرا، غصه ی هر شب منه
عکس خرابی حرم، آتیش به جونم می زنه
گرد و غبار حرمت، سرمه چشم نوکرات
خیلی غریبی آقاجون، بگو چی شد کبوترات؟
شب شهادت آقا، می خوام یه آرزو کنم
کاشکی می شد با مژه هام، مرقدت جارو کنم
آقا بذار که جونمو، با هروله فدات کنم
آقا بذار که روم بشه، تو قیامت صدات کنم
سینه زدن با عاشقات، نماز مستی منه
این سینه ی خسته باید، یه روز برا تو بشکنه
تو حلقه ی سینه زنی، وقتی برات شور می گیرم
پاک میشه زنگار دلم، آینه می شم نور می گیرم
این گریه ها روز حساب، توشه ی کوله بارمه
این سینۀ کبود شده، مدال افتخارمه
بندگی رو یادم دادی، با راه و رسم نوکریت
معنی عشق فهمیدم، با اون نگاه دلبریت
معجزه کردی آقا جون، که عاشق خدا شدم
یه تیکه مس بودم که با، نگاه تو طلا شدم
معتمد در ربیع الاول سال 260 هجری قمری بوسیله یکی از نزدیکانش امام حسن عسکری(ع) را با زهر مسموم نمود. امام در اثر آن ، چند روز در بستر بیماری قرار گرفتند و در این ایام معتمد پیوسته پزشکان درباری را بر بالین امام می فرستاد تا مردم گمان کنند که حضرت از بیماری طبیعی رنج می برد.از طرفی ضمن مداواى حضرت و کسب وجهه عمومى اوضاع و شرایط را زیر نظر بگیرند و رفت و آمدها را به کنترل در بیاورند اگر صحنه مشکوکى در رابطه با جانشینى و امامت پس از امام حسن(ع) دیدند آن را گزارش کنند(4)
واحد – زمزمه (ده شب)
(کوفه میا حسین جان)
من قاسمم عموجان فرزند مجتبایم
در سنِ نوجوانی جانباز کربلایم
گفته برادر تو گَردم تو را فدایی
ای مظهرِ خدایی خورشید کربلایی
در جَنگِ اهلِ فتنه ، ای نور حی سبحان
سینه شکسته گردم در زیر سُمِ اَسبان
گرچه ز شور رزمم دشمن شود زمین گیر
بر پیکرم نشیند تیر و سنان و شمشیر
عشق تو در نهادم ای قبله ی مُرادم
از روی زین فتادم عمو بِرِس به دادم
واحد – زمزمه (ده شب)
(کوفه میا حسین جان)
عبدالهم عموجان روحم هوایی تو
با کام خشک و عطشان هستم فداییِ تو
تا که ز جان شنیدم آوای سوز و آهت
من پر زدم ز خیمه بر بام قتلگاهت
دستم ز دست عمه چون که عمو جدا شد
دیگر دلم ز قید این زندگی رها شد
در پیش فتنه های رَذلانِ کوفه و شام
سَر می دهم عموجان تا زنده گردد اسلام
بنگر عمو ز داغت من اشک دیده دارم
در وادی ولایت دستِ بریده دارم
************************************
اکبر رعنا جوانم بعد از تو زنده نمانم
آزرده حالم بشکسته بالم
كار مسلم وای دست اشقیا افتاده است.
اشك جاری بر رخش شرح غمی پنهان دهد
گوشة غربت به یاد كربلا افتاده است.
غم او وجود اهل بيت در كوفه است
محرم / قمر آسمان /
ای قمر آسمان من، برادرم ! برادرم!
رفته ز دستم توان من، برادرم! برادرم!
تا صدای تو را شنیدم
ماتمت را به دل خریدم
با که گویم ، چگونه عباس