منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
برچسب‌ها
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
درباره

مداح هيئت عزاداران مارش شهداي گمنام دزفول

عزاداري از سينه زنان محله كرناسيان

شاگردي از هیئت فاطمیون شهرستان دزفول

کلاس مداحی زیر نظر مداح اهل بیت برادر روح اله بندرز در سالهای 81الی 83

کلاس مداحی در سال 87 الی 89 زیر نظر برادر مداح وشاعر اهل بیت ابراهیم نصرالهی

کلاس مداحی زیر نظر استاد جلال الدین حیدری 89الی 92



مدير سايت خبري دزپرس (خبرگزاري دزفول)

Www.Dezpress.ir

جستجو
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
کاربردی
با سلام وعرض ادب خدمت بازدیدکنندگان عزیز وبلاگ نوای محرم 91 برای اولین باربمناسبت شهادت

امام حسن (ع) در نظر دارم با همکاری دوستان وهمشهریان عزیز تعزیه ی ویژه این ایام  اجرا نماییم
 
از  دوستانی که قصد همکاری دارند بصورت کامنت نام ونام خانوادگی خود و شماره تماس را بگذارید .

دوستان عزیزی که آمادگی خود را برای حضور در این تعزیه اعلام کرده اند .

آقای رضا مطیعی

آقای مجتبی حاجی زاده

آقای کیوان صمدی

آقای علی استوان
 
آقای حسین بلنده
 
 

برچسب‌ها: تعزیه ویژه شهادت حضرت علی, ع


 

نوای محرَم

http://kornas.blogfa.com/




 

دويدم و دويدم
سر کوچه رسيدم
بند دلم پاره شد
از اون چيزي که ديدم

بابا ميون کوچه
افتاده بود رو زمين
مامان هوار مي‌زد
شوهرمو بگيرين

مامان با شيون و داد
مي‌زد توي صورتش
قسم مي‌داد بابا رو
به فاطمه به جدش

تو رو خدا مرتضي
زشته ميون کوچه
بچه داره مي‌بينه
تو رو به جون بچه

بابا رو دوره کردن
بچه‌هاي محله
بابا يهو دويدو
زد تو ديوار با کله

هي تند و تند سرشو
بابا مي‌زد به ديوار
قسم مي‌داد حاجي‌و
حاجي گوشي‌و بردار

نعره‌هاي بابا جون
يه هو پيچيد تو گوشم
الو الو کربلا
جواب بده به گوشم

مامان دويدو از پشت
گرفت سر بابا رو
بابا با گريه مي‌گفت
کشتند بچه‌هارو

بعد مامان‌و هولش داد
خودش خوابيد رو زمين
گفت که: مواظب باشيد
خمپاره زد بخوابيد

الو الو کربلا
کمک مي‌خوام
حاجي جون
بچه‌ها قيچي شدن

تو سينه و سرش زد
هي سرشو تکون داد
رو به تماشاچيا
چشماشو بست و جون داد

بعضي تماشا کردن
بعضي فقط خنديدن
اونايي که از بابا
فقط امروزو ديدن

جلو بابا دويدم
بالا سرش رسيدم
از درد غربتِ اون
هي به خودم پيچيدم

درد غربت بابا
نشونه‌هاي درده
درد غربت بابا
غنيمت از نبرده

شرافت و خون و دل
نشونه‌هاي مرده
اي اونايي که هنوز
داريد بهش مي‌خنديد

براي خنده‌هاتون
دردشو مي‌پسنديد
امروزشو نبينيد
بابام يه قهرمونه

يه روز به هم مي‌رسيم
بازي داره زمونه
موج بابا کليده
قفل دره بهشته

يه روز پشيمون مي‌شيد
که ديگه خيلي ديره
گريه‌هاي مادرم
يقتونو مي‌گيره




 

ویژه نامه یادمان دفاع مقدس

 
 

     چند رسانه ای

اجرای سرود به وسیله نظامیان در محضر امام خمینی

امام خمینی : ملت و دولت ایران در مقابل تجاوزات از کشور خود دفاع می‌کند

ای شهیدان به خون غلطان خوزستان درود

یاد باد آن روزگاران یاد باد ...

شهدا یاد آور آبی زلال زندگی در رود جاری امروز...

رژه یگانهای ارتش و سپاه به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس در جوار حرم مطهر امام (س)

رژه یگانهای ارتش و سپاه به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس در جوار حرم مطهر امام (س)

 

 

  دفاع مقدس و خاطرات

حاج حسن آقااکثر اوقات در جبهه ‏ها بود/سید یحیی رحیم صفوی

خاطره /قانونگرایی امام درجنگ /شهید على صیاد شیرازى

جبهه انحرافی و جبهه اصلی /غلامعلی رشید

مردم ما مردم جنگند/صادق آهنگران

 

امام و دفاع مقدس

بررسی سیره عملی امام خمینی (س)نسبت به جنگ ایران و عراق

بشارتی: به امام گفتم که ما در این جنگ پیروزیم

صادق خرازی : نگاه امام به تبلیغات جنگ منحصر به فرد بود

حاج احمد خمینی: جنگ سیم ارتباطی امام با تک‌تک مسلمانان دنیا بود

اولین عملیات به نام فرمانده کل قوا خمینی روح خدا شکل گرفت/ گفتگو با فرمانده نیروی زمینی ارتش

هشدار امام خمینی به رژیم عراق در شروع تجاوز به ایران‏

رهبرى امام خمینى در دوران دفاع مقدس‏

 

  یادگاران جنگ

یادی از یادگاران جنگ ...

شهدا یاد آور آبی زلال زندگی در رود جاری امروز...

روزگار مردانی بی تکرار/غلامعلی رجایی

شهید چمران: وقتی شیپور جنگ نواخته شود فرق بین مرد و نامرد، تشخیص داده می شود

آن روزها تنبیه یک رزمنده، اخراج از گردان و جبهه بود ؛ گفت وگو با یک جانباز و رزمنده خیبری

خرمشهر، میراث جنگ

شکست حصر آبادان به روایت آیت‌الله جمی

 

     فرهنگ ، جامعه و دفاع مقدس

گفتگو با تنها عکاس زن جنگ/جنگ ، نه دفاع زیبا

پشینه‏ شناسى شعر جنگ و نگاهى به شعر دفاع مقدس/دکتر غلامرضا رحمدل‏

ادبیات دفاع،بخشی از ادبیات جنگ است/مجید قیصری

سرشکی که بر این خاک فشاندیم/جواد طوسی

 

  تاریخ جنگ

گذری بر جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از آغاز تا پایان

درس هایی که ازجنگ ایران وعراق می توان آموخت

 

اقتصاد جنگ

آثار اقتصادی جنگ

 




 

کیست این پای کشیده ز همه هست و گرفته سر و جان را به سر دست و به جانان شده پا بست و ز صهبای وصال آمده سر مست و گذشته ز تن و جان و سر و افسر دخت و پسر و همسر و هفتاد و دو یار و نفسش سوخته از سوز عطش حنجره‌اش خشک و دلش آتش و چشمش شده دریا نگه دوخته بر نیزه و شمشیر سراپا شده از چار طرف پیکر پاکش سپر تیر و پیامش همه تهلیل و کلامش همه تکبیر به مرآت جمالش شده تفسیر کتاب الله اکبر به گمانم که خداوند بود پیش‌رو و پشت سرش خیل رسولان مکرم، سپهش یوسف و یعقوب و مسیحا و کلیم است و ذبیح است و خلیل‌الله و آدم به سرش سایه پیغمبر اسلام و یمینش ملک آب و یسارش ملک خاک و مطیعش ملک نار و مریدش ملک باد وزنند از جگر سوخته فریاد که: ای بر تو سلام از طرف خلق و خدا باد بده اذن که یک لحظه بگیریم و ببندیم، بکوبیم و بسوزیم سر و جان و تن این قوم دغا را.

پاسخ از آن دو لب خشک و از آن حنجره سوخته آمد که: الا ای همه عالم هستی ملک و جن و بشر ای همه پیغامبران بر سر تسلیم بمانید به ذات احد خالق دادار به پیغمبر مختار به پیشانی خونین علی حیدر کرار به قرآن و به قدر و شرف عترت اطهار به خون دل انصار به ایمان علی‌اکبر و لبخند علی‌اصغر و چشم و سر و دست و جگر تشنه عباس علمدار، مبادا که کسی پرده شود بین من و یار که از صبح ازل بوده چنین عهد من و حضرت دادار که سازم سر و جان را سپر تیغ شرر بار و به هر عضو تنم زخم روی زخم رسد از لبه تیغ و سر نیزه این قوم ستمکار و تنم چون ورق پاره قرآن ز سم اسب شود پاره دگر بار و سرم بر سر نی راه سپارد سوی دلدار برد خصم ستمگر سر و سامان مرا بر سر بازار، در آن حال کنم بر سر نی شکر خدا را.

پس از آن گفت و شنود آن شه ابرار ندا داد در آن عرصه پیکار به آن لشکر خونخوار که از قوم ستمکار منم حجت دادار منم آنکه به هر عضو و تنم بوسه زده احمد مختار، اگر اهل نمازید بدانید که ما روح نمازیم، اگر اهل دعایید بدانید که ما جان دعاییم، اگر عبد خدایید بدانید که ما وجه خداییم، خدا را به چه تقصیر ستادید و کشیدید به قتلم ز ره کینه و تزویر همه نیزه و شمشیر نمودید رخم را هدف سنگ و دلم را هدف تیر چه رو داده که با ختم رسل یکسره پیوند گستید و چنین عهد شکستید همین آب که بر وحش و طیور و به همه خلق مباح است به روی پسر فاطمه بستید در این ماه که ممنوع‌قتال است چه رو داده که خون من مظلوم حلال است چرا خیل جوانان مرا یکسره کشتید و به شش ماهه من رحم نکردید زدید از ره بیداد به حلقوم علی‌اصغر من تیغ جفا را.

صدافسوس که در پاسخ ریحانه پیغمبر اسلام زبان را ز ره کینه گشودند به دشنام که ناگاه همان مظهر خشم ازلی وارث شمشیر علی نعره کشید از جگر و تیغ کشید از کمر و کرد سر و جان سپر و ریخت به هم بحر و بر و کرد چنان حمله بر آن قوم که در خاطره‌ها گشت عیان خندق و بدر و احد و احزاب، که دیده‌ست که یک فرد لب تشنه که هفتاد و دو داغش به جگر مانده کند حمله به یک لشکر و لشکر بگریزند به صحرا و در و دره و کوه و کمر از تندر خشمش ملک‌الموت گرفته به کف انگشت تحیر که حسین است و یا کرده خدا حمله بر این قوم ستمکار، زهی تیغ و زهی دست و زهی عزم و زهی غیرت و ایثار که یک فوج سیه در کف یک فرد شده سخت گرفتار، بیایید و ببینید حسین است که می‌رزمند و می‌تازد و از خشم جهانگیر و شرار دم شمشیر و ز فریاد خروشنده تکبیر به هم ریخته اوضاع زمین را و سما را.

اگر پیرو میثاق خداوند نمی‌بود به یک حمله آن حجت دادار نمی‌ماند به جا یک تن از آن لشکر خونخوار به تسلیم خدا ماند ز پیکار که آن قوم ستمکار به او حمله نمودند به شمشیر شرر بار، یکی زد به جبین سنگ و یکی بر جگرش نیزه یکی بر دهنش تیر و یکی فرق ورا کرد جدا از دم شمشیر، فلک آتش توفنده شد و سخت برافروخت، ملک بال و پرش سوخت، قدر ریخت به سر خاک و گریبان قضا چون جگر خواجه لولاک شد از پنجه غم چاک و رسولان همه فریاد کشیدند و به تن جامه دریدند و به دندان جگر از خشم گزیدند ندا از طرف خالق دادار شنیدند که ای عالم ایجاد همه هست خدا نقش زمین شد، سر پیغمبر و زهرا و علی باد سلامت که شد از عرصه زین نقش زمین شمس امامت به خدا وجه خدا در یم خون کرد اقامت همه صحراست پر از گرگ و زنند از همه سو بر بدنش جنگ یکی نیزه فرو کرده به قلب و دگری دامن خود کرده پر از سنگ سنان رفته فرو در گلو و راه نفس بسته بر او تنگ الا خیل ملایک نگذارید که زهرا برود جانب گودال و ببیند که حسینش زده چون بسمل بی‌بال پر و بال به پرواز درآمده ز لب‌های به خون شسته خود روح دعا را.

هوا تیره و تار است، زمین قله نار است، فلک صاعقه‌بار است و شده چشمه خورشید پر از دود و در آن وادی خون گم شده یک مرکب بی‌صاحب و فریاد زند زینب و بالای بلندی نگهش جانب میدان و در آن سور و در آن حال به تعجیل رود شمر ستمگر سوی گودال زده دامن خود بر کمر و در کف او خنجر و رودرروی او بر سر و بر سینه‌زنان فاطمه اطهر و جبریل امین و حسن و حیدر کرار، بیایید و بسوزید و بنالید و ببینید  ..................ببخشید معذرت میخوام ادامه داشت نخواستم بیارم




 
عيد فطر مبارك
 
اي بوسه ي سبزعيد بر دوش شما

شب هاي  پر از اميد گلپوش  شم

صد  جام  بهم  زنيد با  جام هلال

عيدي  و اجابت همگي  نوش شما